آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

آیلا با خاله حسنا جون به سر کار می رود

آیلا آماده شده تا با خاله حسنا به محل کارش بروند     من خیلی خوشحالم آخه من ددر رو خیلی دوست دارم وای خسته شدم چقدر منتظر تاکسی تلفنی باید موند   عکسهای شرکت را بعدا می گذارم بنا به نقل قولها به خانوم خانوما که خیلی خوش گذشته بود البته عکسها نیز حاکی از این وضعیت هستش ...
15 آبان 1390

عکس

وای کسی به من چیزی نمی ده بخورم من هم به کلاه کاغذی پناه بردم ممنونم بالاخره یک تکه پیتزا به من هم رسید فکر کنم خوبه فعلا که دارم مز مزه می کنم دوغ رو هم بردارم می خوام با نی دوغم رو نوش جان کنم   وای چقدر ترشه ...
19 مهر 1390

عشق میوه

آیلایی عاشق انواع میوه هاست گاهی اوقات سر زیاد خوردن میوه ها حرفمون می شه  البته که نازدونه خانوم غلبه می کنه   لطفا به عکسها نگاه کنید البته این فقط یک نمونه هست عکسهای بعدی در راهند     ...
15 مهر 1390

صندلی غذا

بعد از کلی کلنجار رفتن سر نشستن رو صندلی غذا بالاخره خانوم نازی رضایت دادند که غذاشون رو تو صندلی غذاشون میل کنند    چه خنده رضایت بخشی مامانی من خیلی خوشحالم تو این صندلی نشستم     وای صورتشو نگاه وای چقدر خسته شدم از بس خوردم  حالا وقت لالا هستش ...
15 مهر 1390

گرد گیری آیلایی

نمی دونم این شیطون بلا از کی یادگرفته هر جا دستمال کاغذی یا پارچه پیدا می کنه بر میداره و در و دیوار رو گردگیری می کنه . ولی نازنینم خیلی زود این کارهارو یادنگیر به موقعش مجبوری بکنی فعلا بازی بازی کن   عکسها را بعدا می گذارم ...
8 مهر 1390