آیلا با خاله حسنا جون به سر کار می رود
آیلا آماده شده تا با خاله حسنا به محل کارش بروند من خیلی خوشحالم آخه من ددر رو خیلی دوست دارم وای خسته شدم چقدر منتظر تاکسی تلفنی باید موند عکسهای شرکت را بعدا می گذارم بنا به نقل قولها به خانوم خانوما که خیلی خوش گذشته بود البته عکسها نیز حاکی از این وضعیت هستش ...








